برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
"روزی که زن شدم" فیلمی در سه اپیزود با فیلمنامه ای از محسن مخملباف و به کارگردانی مرضیه مشکینی ست. نام فیلم از این جمله ی مشهور سیمون دوبووار برگرفته شده است: «یک انسان زن زاده نمیشود، بلکه تبدیل به زن میشود»
فیلم "روزی که زن شدم" موقعیت زنانی را که درگیر مشکل زن شدن در یک جامعه مذهبی/سنتی هستند نمایش
میدهد زنانی که نه لزوما به خاطر منفور بودن که گاهی حتی به خاطر شکل نادرستی از دوست داشته شدن
زندانی خانهها و جامعه بسته شدهاند و برای رسیدن به استقلال فردی و حضور اجتماعی باید از همه چیز بگذرند.
داستان اول، داستان حواست؛ دختری در جشن تولد نه سالگی اش. تا پیش از این،
حوا که کودک محسوب می شده است، اجازه داشته آزادانه با نزدیکترین دوستش که
یک پسر است، بازی کند اما از امروز به بعد، او باید چادر به سر کند؛ حجابی
که قرار است او را از نگاه مردان محفوظ می دارد. او دیگر حق ندارد روی پشت بام برود یا با پسران هم سن و سالش بازی کند.
حوا با لحنی کودکانه از بزرگترانش میپرسد این همه تغییر برای چیست و مگر در یک شب چه اتفاقی افتاده است؟ و خب مشخص است که تنها جوابی که شنیده میشود این است که او دیگر بزرگ شده است!
به هرحال این دگرگونی و پا گذاشتن او به دنیای زنان، قرار بوده است با طلوع آفتاب،
رسما اتفاق بیفتد؛ اما در اثر سماجت دخترک مادر و مادربزرگ به او تا ظهر فرصت می دهند.
آنها چوب
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44

اینقدر تو این مدت (از به اصطلاح دوستانم) رفتارهای عجیب و زشت دیدم که جدی جدی باید شبیه شلدون به فکر تنظیم قرار داد قبل از شروع رفاقت باشم...

برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 12:44
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 9:10
بتها گوناگوناند: بتِ برخی از مردمان نَفْس است، بتِ برخی دیگر فرزند یا همسر، بتِ برخی دیگر مال، بتِ برخی دیگر حرمت و بتِ برخی دیگر نماز و روزه و زکات و حال است؛ بتها بسیارند و هر یک از مردم بستۀ بتی...
+تذکره الاولیاء | عطار نیشابوری
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 9:10
سالهای زیادی از زندگی ام تصور میکردم که خودم فکر میکنم، تصمیم میگیرم و انتخاب میکنم. بعدها فهمیدم اینطور نیست و من دقیقاً به چیزهایی فکر میکنم که آن ها برایم انتخاب کرده اند. شاید جرقه ی خودآگاهی من همانجا زده شد. اما چطور میتوانستم به این فکر نکنم که این خودآگاهی نسبی هم خواسته ی آنها است؟ دانستن همیشه تو را خطرناک تر نمیکند. گاهی رضایت خاطر همراه با غروری به تو میدهد که با خیال پیدا کردن جواب برای همیشه دست از جستجوی بیشتر میکشی...
کلید یک قفل را سمتت پرت میکنند، اجازه میدهند یک زنجیر را باز کنی و تو آنقدر از این آزادی خیالی سرمستی که حواست به دیوارها نیست، حواست نیست هنوز در اتاقی زندانی هستی و قرار نیست جایی بروی.
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 9:10
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
اما انسان افزون بر نیاکانی که در دودمان خود دارد، نیاکانی هم در ادبیات داراست، که شاید از لحاظ سنخ و خلق و خوی به او نزدیک تر باشند...و بی شک انسان بیش آگاه است که زیر نفوذ کدام یک از ویژگی های ایشان است.
+تصویر دوریان گری | اسکار وایلد | ابوالحسن تهامی | 312 صفحه
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
لبش درمان جان شد چشمش اسرار محبت گفت
ز روی یار تحصیل اشارات و شفا کردم...
{ فیض کاشانی }
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
شرزین: آه، شیخ ریشِ ریا درآمده. روزگاری سخن از خرد گفتم، دندانم
شکستید، و امروز در پی لقمهای قلم میتراشم، میشکنید. چه بنایی میخواستم
برآورم در این ویرانه، و چنان کردید که بر پای خویش ایستادن نتوانم، و هر
دم در ظلماتِ خندقی یا چاهی فرو میافتم؛ و از درد، اندیشه فراموش کردهام.
دندانم کندند تا نگویم، و چشمم تا نبینم، اما پا را وانهادهاند که ترک وطن کنم. یعنی که در این شهر جای خرد نیست.
+طومار شیخ شرزین | بهرام بیضایی
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 19:56
در زدن لئا همیشه شبیه شعر بود - والا ، در آمیخته با تردیدی زیبا و به تمامی مقطع و قائم { چون سطرهای زیرهم شعر } شروع در زدنش از معصومیت و زیبایی خودش می گفت و تصادفاً به گفتن از پاکی همه ی دوشیزه های جوان ختم میشد..
+مجموعه داستان نغمه ی غمگین | داستان دختری که میشناختم | جی.دی.سلینجر
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 19:56
آدم نمیتواند تا ابد کلیدی را در جیبش حمل کند که به هیچ چیز نمیخورد..
+مجموعه داستان نغمه ی غمگین | داستان دختری که میشناختم | جی.دی.سلینجر
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 19:56
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 19:56
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 19:56
دارم به گستره ی خلاقیت طراح جلد این کتاب فکر میکنم

برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 19:56
برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 19:56